حمد الله مستوفى قزوينى
253
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
بشد و آنكه را بود اندر نماز * دو تيرش زد و كين خود جُست باز 5360 اگر چند مؤمن دو جا زخم خورد * نمازش به سربرد و باطل نكرد از آن پس بدان يار برگفت حال * بشد ياورش در پىِ بدسگال ز مهرش اگرچه بتندى شتافت * به كين كافرِ شوم را درنيافت چو برگشت و آمد بَرِ يار خويش * چرا » گفت « م آگه نكردى ز پيش » به دو گفت : « چون بودم اندر نماز * نشايست گفتن از اين حال باز 5365 اگر نيستى آنكه فخرِ بشر * نگهبانمان كرد بر كُوه بر اگر صد بُدى زخم بر من كه آه * نكردى ز مِهر رسُول إله » چو بودند از اينگونه در كار كيش * ازآنرُو چنين كارشان رفت پيش پيوند پيغمبر ، عليه السّلام ، با امّ سلمه بنت أبى اميّهء مخزومى « 1 » از آن پس به شهر مدينه سپاه * درآورد سيّد ز آوردگاه به پيوند شد بعد از آن جفتجو * به زن كرد يك دختر عمّه او 5370 كه بود امّ سلمه مر او را لقب * هم از عاتكه « 2 » بود او را نسب بدى بو اميّه مر او را پدر * ز مخزوميان « 3 » مهترى نامور از آن پيش ابُو سَلمه « 4 » بُد شوهرش * ز مخزوميان مهترى درخورش ز سَلمه « 5 » كه بُد پور آن پاكتن * نبى خواست او را درآن انجمن به مَهرِ نهاليى آگنده ليف * يكى كاسه و صَحْفَهاى « 6 » هم كثيف 5375 نبى را بُد آن پاكدامن همال * چنين تا پيمبر گرفت انتقال به گاهِ مُعاويّه آن پاكتن * سنهء تسع و خمسين از اين انجمن
--> ( 1 ) ( عنوان ) . در اصل : مخرومى . ( 2 ) ( ب 5370 ) . در اصل : عاتكه : عاتكه بنت عبد المطّلب . ( 3 ) ( ب 5371 ) . در اصل : مخروميان ؛ كذا بيت 5372 ؛ بو اميّه : أبو ( أبى ) اميّة بن المغيره . ( 4 ) ( ب 5372 ) . ابو سلمة بن عبد الأسد . ( 5 ) ( ب 5373 ) . سلمة بن أبى سلمة بن عبد الأسد . ( 6 ) ( ب 5374 ) . صحفه ( بالفتح ) كاسهء بزرگ ، صحاف ( بالكسر ) جمع . ( منتهى الارب ) . كثيف ( كامير ) سطبر و ابر و آب و نيز اسمى است كه لشكر را بدان خطاب كنند . ( منتهى الارب ) .